الفيض الكاشاني
159
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گرايش است بر حسب عادت به گرايش از حقّ به غير حقّ اختصاص دادهاند . كسى كه انگيزهاش تنها ريا باشد خود را در معرض هلاكت قرار داده است و ما دربارهء او سخن نمىگوييم ، زيرا آنچه مربوط به او بوده در كتاب ريا از بخش مهلكات ذكر كردهايم و كمترين چيزى كه در اخبار نسبت به وى وارد شده اين است كه : « ريا كننده در روز قيامت به چهار نام ندا داده مىشود : اى رياكار ، اى فريبكار ، اى مشرك ، اى كافر » « 1 » . اكنون دربارهء كسى سخن مىگوييم كه انگيزهاش قصد تقرّب به خدا باشد ، ليكن داعيهء ديگرى با انگيزهء او آميخته شده باشد كه آن يا رياست و يا چيزى از لذّتهاى نفسانى غير از ريا . في المثل با قصد تقرّب روزه بگيرد تا از پرهيز حاصل از آن سود ببرد ؛ يا بندهاى را در راه خدا آزاد كند تا از هزينه و بد خلقى او رهايى يابد ؛ يا به حجّ رود تا با گردش و مسافرت تندرستى يابد ، يا از شرّى كه در شهرش دامنگير او شده خلاصى پيدا كند ؛ و يا از دشمنى كه در منزل او راه يافته بگريزد ؛ يا از زن و فرزندش دلتنگ گرديده ؛ يا از كارى كه بدان مشغول است خسته شده و مىخواهد روزهاى چندى بياسايد ؛ يا به جهاد مىرود تا جنگ را تمرين كند و طرز به كار بردن ابزار آن را بياموزد بتواند در لشكركشيها شركت كند ؛ يا نماز شب به جا آورد ليكن مقصودش مراقبت از خانه و زندگى و زن و فرزندش باشد ؛ يا دانش بياموزد تا طلب مالى كه كفاف او باشد برايش آسان گردد ؛ يا براى آن كه ميان خانوادهاش عزّت يابد ؛ يا به قصد آن كه به سبب عزّت علم املاك و اموال او از مطامع مصون ماند ؛ يا براى آن كه با اشتغال به درس و وعظ از غم خاموشى رها شود و با لذّت محاوره رفع اندوه كند ؛ يا خدمت عالمان را عهدهدار شود تا حرمت او در نزد آنان و مردم زياد گردد ؛ يا به منظور آن كه در دنيا رفيقى پيدا كند : يا قرآنى بنويسد تا بر اثر تمرين در نوشتن خطّ او نيكو شود ؛ يا پياده به حجّ رود تا از پرداخت كرايه آسوده شود ؛ يا وضو گيرد تا پاكيزه و خنك گردد ؛ يا غسل كند تا خوشبو گردد ؛ يا حديث روايت كند تا به وثوق و عالى بودن سند معروف شود ؛ يا در مسجد اعتكاف كند تا كرايهء خانه ندهد ؛ روزه گيرد تا از رفت و آمد براى پختن طعام آسوده گردد ؛ يا براى آن كه خوردن او را از پرداختن به كارهايش باز ندارد يا به سائل صدقه دهد تا ابرام او را در سؤال قطع كند ؛ يا بيمارى را عيادت كند تا اگر بيمار شد به عيادت او آيند ؛ يا جنازهاى را تشييع كند براى آن كه جنازههاى خانوادهاش را تشييع كنند ؛ يا از اين قبيل كارها انجام دهد تا به نيكوكارى معروف و به نيكى ياد شود و مردم به ديدهء صلاح و وقار به او
--> ( 1 ) در كتاب ريا ذكر شده است .